علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

296

تاريخ بيهق ( فارسى )

اهالى سبزوار كاريز عبد الرحمن مىنامند و معلوم نيست كه در كتاب عبد الرحمن تبديل بعبد الرحيم شده و يا اهالى سبزوار بمرور ايام و دهور نام كاريز را تغيير داده و عبد الرحيم را بعبد الرحمن بدل كرده‌اند ، كنيهء حمويه بطورى كه در ( ص 47 س 7 ) ديده مىشود ابو عبد الرحمن بوده و بدين قرينه مىتوان گفت كه عبد الرحمن صحيح و عبد الرحيم در هر سه موضع محرف است ، و مؤيد اين احتمال تلفظ اهالى است كه چنان كه گفتيم كاريز ديه را هنوز كاريز عبد الرحمن مىگويند ، و اللّه اعلم . س 17 تبشن . . . اين كلمه بنا بفرض مؤلف اصل و ريشهء نام طبس بوده و آن را بتعريف طبشن مىنوشته‌اند و بعدها عاملى غريب آن را بتحريف طبس خوانده و اين نام بر آن محل مانده است ، ليكن در فرهنگهاى فارسى ( تبشن ) ديده نشد ، و آنچه ضبط كرده‌اند ( تبش ) بر وزن كشش بمعنى گرما و گرمى است و فرض مؤلف هم اينست كه محل را به حكم چشمهء آب گرم بدين نام مىخوانده‌اند ، و از اينجا احتمال مىرود كه در اصل نسخه تبش و طبش بدون نون بوده و نساخ تحريف كرده و بنون نوشته‌اند ، احتمال ضعيفى هم مىرود كه مؤلف از كلمهء طبسين تثنيهء طبس ( ر . ش . طبس ) باشتباه افتاده و نام طبس بيهق را طبشن و اصل فارسى آن را تبشن انگاشته است ، و بهر تقدير توجيهى كه براى تسميهء اين محل كرده است غريب و بسيار بعيد است كه محلى را براى چشمهء آب گرمى كه دارد بنام گرما يا گرمى موسوم سازند و بعيدتر آنكه عاملى غريب اشتباهى كند و نام محلى را بتصحيف بخواند و تمام اهالى محل تحريف و تصحيف او را پيروى و تلفظ خود را ترك كنند . ص 36 س اول طبشن . . . اين كلمه در هر دو نسخه چنين نوشته شده و محتمل است كه طبس بوده و نساخ تحريف كرده‌اند ، و هم احتمال مىرود كه مؤلف مطابق توجيه خود اين محل را بنام اصلى كه براى آن فرض كرده است ( طبشن يا طبش ) ياد كرده باشد ، و در هر صورت صحيح آن طبس است . ( بتعليقات ص 35 و شرحى كه ذيل طبس و طبشن نوشته شده است رجوع كنيد ) . س 6 دساكرها هماى در . . . اين دو كلمه در هر دو نسخه بدين شكل نوشته شده و ظاهرا دسكره يا دساكر هماى در بوده است ، دساكر جمع دسكره و آن لغتى فارسى بمعنى مطلق شهر است و تازيان آن را بمعانى قريه و صومعه و ميخانه و خرابات و زمين مستوى استعمال مىكنند و بناى كوشك مانند را كه در اطراف آن خانه‌هاى خدم و حشم باشد نيز دسكره مىگويند . و اما هماى در در اين عصر نام دو دره نزديك به يكديگر است در شمال ديه موسوم بدرخت ، و بمحاذات اين دو دره ديه‌ها و ديهكده‌هاى بسيار است كه ييلاق محسوب مىشود ، و محتمل است كه يكى از اين ديه‌ها موسوم بدسكره بوده و آن را در برابر دسكرهء بيت النار دسكرهء هماى در گفته و يا مجموع ديه‌ها و آباديهاى واقع در هماى دره را دساكر هماى در خوانده‌اند .